غزلغزل، تا این لحظه: 16 سال و 28 روز سن داره

دختر آرزوهای من

اردیبهشت 91

1391/2/9 0:07
نویسنده : مامان غزل
612 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامان امشب ٨ اردیبهشت ١٣٩١ الن خیلی خسته بودی و خوابیدی .منم گفتم بیام سری به وبلاگ خوشگلت بزنم عزیز دل مامان

خیلی وقته که نیومدم ببخشید گل مامان

الحمدلله واکسن ١٨ ماهگیتم زدی و خیال مامان از این بابت حسابی راحت شد .یه استرس بزرگ بود .٢ هفته ای با هات درگیر بودم یکی دو روز اول بعد از واکسنت که تب و ÷ا درد داشتی بعد از چند روز هم اسهال و استفراغ خیلی بد بود اما به شکر خدا الان خوبی

ماشالله عروسکم خیلی شیرین شدی مثل طوطی همه چیزو تکرار میکنی حرفای خوشتل موشتل زیاد میزنی همه ی کارات قشنگه

به بیسکویت میگی بیس دودی

بهت میگم عروسک خودت هم میگی علوسک

تکه کلامت هم شده عزیزم فدات

امشب هم با بابا رفتی حموم و حسابی آب بازی کردی دوشو گرفته بودی و دیگه رضایت نمیدادی که بیای بیرون

عاشقه مادری {مادر مامان بزرگ مشترک منو و باباست }مادر هم تو رو خیلی دوست داره و دل به دلت میده تو هم هر جا که میری مادرو صدا میزنی که بیاد پیشت .میگی مادر بیامن

هر وقت که میریم بیرون باید حتمایه سر به چغا بزنیم و خدمت مجسمه های آرش وخرس و طاووس طوطی و  لک لک ودریاچه برسیم مدام میگی آلش .دودی .دیاده .داووس خیلی خوشگل میگی عزیز دلم

 

فکر کنم میخوای چشم نی نی رو دربیاری

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

هدی
1 خرداد 91 21:40
دندوناشو نیگا چه خوشگله اوا چرا دست تو چشمه بچه میکنی؟!